تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
 

 

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

 

زندگی فقط عشق(عزیزان نظر یادتون نره)

 

درباره وبلاگ

هر چی که میخونین در هم و بر هم و درباره ی همه چیز میشه اگه متوجه هم نشدین مشکلی نداره چون بعدا خواهید شد.اگه انتقادی هم داشتین مشتاقانه میپذیرم و اگه خواستین تو نوشتن ادامه ی وب لاگ کمک کنین بازم ممنون میشم.!!!
قربان شما امين

دوستان

نوشته های پیشین

هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385

طراح قالب

  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

بخش اهنگ در حال آماده سازي براي عزيزان بازديد كننده مي باشد

 

ای خداااا چه جوری بگم؟؟

 

 

نوشته شده توسط امین در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 18:19 موضوع: | لینک ثابت

زیباست

شبي از شبها مردي خواب عجيبي ديد.او ديد که در عالم رويا پابه پاي خداوند روي ماسه هاي ساحل دريا قدم مي زندو در همان حال در آسمان بالاي سرش، خاطرات دوران زندگيش به صورت فيلمي در حال نمايش است او که محو تماشاي زندگيش بود، ناگهان متوجه شد که گاهي فقط جاي پاي يک نفر روي شنها ديده مي شودو آن هم وقتهايي است که او دوران پر درد و رنج زندگيش را طي مي کرده است بنابراين با ناراحتي به به خدا که کنارش راه مي رفت گفت : پروردگارا... تو فرموده بودي که اگر کسي به تو روي آورد و تو را دوست داشته باشد، در تمام مسير زندگي کنارش خواهي بود و او را محافظت خواهي کرد. پس چرا در مشکل ترين لحظات زندگي ام فقط جاي پاي يک نفر است، چرا مرا در لحظاتي که به تو احتياج داشتم تنها گذاشتي؟
خداوند لبخندي زد و گفت : بنده عزيزم، من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام
زمانهايي که در رنج و سختي بودي، من تو را روي دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کني

 

 

نوشته شده توسط امین در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 17:25 موضوع: | لینک ثابت

مهربانی...

پسرک با تیر و کمان نشانه گرفت و هدف او چیزی نبود جز دیوانه ی کنار خیابان.
سنگ با شدت به سر دیوانه خورد . ولی او سرش را پائین انداخت و چیزی نگفت . پسرک گستاخ برای برداشتن چند سنگ به گوشه ای از خیابان رفت که ناگهان دیوانه از جا پرید و او را به سمت دیگری از خیابان هل داد. اتومبیلی که در حال تصادف با پسرک بود حالا چرخهایش روی پیکر بی جان دیوانه بود...

 

 

نوشته شده توسط امین در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 17:24 موضوع: | لینک ثابت

عشق...

 

 

نوشته شده توسط امین در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 10:49 موضوع: | لینک ثابت

روزگاریست...

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند...

همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند...

دیو هستند ولی مثل پری می پوشند...

گرگ هایی که لباس پدری می پوشند...

آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند...

 عشق ها را همه با دور کمر می سنجند...

خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد...

عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد...

 

 

نوشته شده توسط امین در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 10:48 موضوع: | لینک ثابت

   

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I

JavaScript Codes


Javascripts


JavaScript Codes

FreeCod Fall Hafez