|
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
|
||||||
|
زندگی فقط عشق(عزیزان نظر یادتون نره) |
||||||
|
درباره وبلاگ
هر چی که میخونین در هم و بر هم و درباره ی همه چیز میشه اگه متوجه هم نشدین مشکلی نداره چون بعدا خواهید شد.اگه انتقادی هم داشتین مشتاقانه میپذیرم و اگه خواستین تو نوشتن ادامه ی وب لاگ کمک کنین بازم ممنون میشم.!!!
فهرست اصلی دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
|
زندگی نامه ی انگلیسی برای عزیزان انگلیسی دوست
Dr. Ali Shariati was born in Mazinan, a suburb of Mashhad, Iran. He completed his elementary and high school in Mashhad. In his years at the Teacher's Training College, he came into contact with youth who were from the lower economic strata of the society and tasted the poverty and hardship that existed.
نوشته شده توسط امین در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 20:11 موضوع: | لینک ثابت قسمت اول
زندگی نامه ی دکتر علی شریعتی سال هاي كودكي و نوجواني: دكتر در كاهك متولد شد.مادرش زني روستايي وپدرش مردی اهل قلم و مذهبي بود.سالهاي كودكي را در كاهك گذراند.افراد خاصي در اين دوران بر او تاثير داشتند از جمله:مادر،پدر،مادر بزرگ مادري و پدري و ملا زهرا(مكتبدار ده كاهك).دكتر در سال 1319-در سن هفت سالگي-در دبستان ابنيمين در مشهد،ثبت نام كرد،اما به دليل اوضاع سياسي و تبعيد رضاخان و اشغال كشور توسط متفقين استاد(پدر دكتر) خانواده را بار ديگر به كاهك ميفرستد.پس از برقراري صلح نسبي در مشهد به ابنيمين برميگردد.در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبيرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دليل مشغوليتهاي استاد كم ميشود.در اين دوران تمام سرگرمي دکترمطالعه وگذراندن اوقات خود در كتابخانه پدر بود.دكتر در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان(كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد.او قصد داشت تحصيلاتش را ادامه دهد.در سال 31، اولين بازداشت او رخ داد و اين اولين رويارويي او و نظام حكومتي بود.اين بازداشت طولاني نبود ولي تاثيرات زيادي در زندگي آينده او گذاشت. در اين زمان فصلي نو در زندگي او آغاز شد، فصلي كه بتدريج از او روشنفكري مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.
نوشته شده توسط امین در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 14:36 موضوع: | لینک ثابت زندگی نامه ی استاد
فريدون مشيری (۱۳۷۹ - ۱۳۰۵) فريدون مشيری در سیام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدریاش بواسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقهمندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش ميرسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.
نوشته شده توسط امین در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 ساعت 17:17 موضوع: | لینک ثابت با تشکر از عباس اقا
آری. می توان تیشه بر ریشهُ نادانی زد....
نوشته شده توسط امین در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 17:45 موضوع: | لینک ثابت بازم فریدون آه اي دل غمگين كه به اين روز فكندت فرياد كه از ياد برفت آن همه پندت اي مرغك سر گشته كدامين هوس آموز بي بال و پرت ديد و چنين بست به بندت اي آهوي تنهاي گريزان پريشان خون ميچكد از حلقه ي پيچان كمندت اي جام به هم ريخته صد بار نگفتم با سنگدلان يار مشو ميشكنندت آه اي دل آزرده در اين هستي كوتاه آتش به سرم ميرود از آه بلندت جان در صدف شعر گهر كردي و گفتي صاحب نظرانند ، پشيزي بخرندت ارزان ترت از هيچ گرفتند و گذشتند امروز ندانم كه فروشند به چندت جان دادي و درسي ز جهان ياد گرفتي ارزان تر از اين درس محبت ندهندت فريدون مشيري
نوشته شده توسط امین در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 17:31 موضوع: | لینک ثابت گرگ گفت دانایی که گرگی چنده سر هست پنهان در نهاد هر بشر لاجرم جاریست پیکاری سترگ روز و شب مابین این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته میشود انسان پاک و آن که از گرگش خورد هر دم شکست گرچه انسان مینماید گرگ هست و آن که با گرگش مدارا میکند خلق و خوی گرگ پیدا میکند در جوانی جان گرگت را بگیر وای اگر این گرگ گردد با تو پیر روز پیری گر چه باشی همچو شیر ناتوانی در مصاف گرگ پیر مردمان گر یکدگر را میدرند گرگ هاشان رهنما و رهبرند این که انسان هست این سان دردمند گرگ ها فرماروایی میکنند وآن ستمکاران که با هم محرمند گرگهاشان آشنایان همند گرگها همراه و انسان ها غریب با که باید گفت این حال عجیب؟ فریدون مشیری
نوشته شده توسط امین در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 17:27 موضوع: | لینک ثابت |
|||||
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
||||||
FreeCod Fall Hafez