تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
 

 

تا شقایق هست زندگی باید کرد...

 

زندگی فقط عشق(عزیزان نظر یادتون نره)

 

درباره وبلاگ

هر چی که میخونین در هم و بر هم و درباره ی همه چیز میشه اگه متوجه هم نشدین مشکلی نداره چون بعدا خواهید شد.اگه انتقادی هم داشتین مشتاقانه میپذیرم و اگه خواستین تو نوشتن ادامه ی وب لاگ کمک کنین بازم ممنون میشم.!!!
قربان شما امين

دوستان

نوشته های پیشین

هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385

طراح قالب

  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

بخش اهنگ در حال آماده سازي براي عزيزان بازديد كننده مي باشد

 

دکتر شرعتی میگه...

ای که هوای من شده ای

دم زدن در تو حیات من است

ای که در گذرگاه عمر. تو را یافته ام

تو مرا می سازی و من تو را می سازم

تو مرا می سرایی و من تو را می سرایم

تو مرا می تراشی و من تو را می تراشم

تو مرا می نگاری و من تو را می نگارم

من تو را بر صورت خویش می سازم

و از روح خویش در تو می دمم که همانند منی

که خلیفه منی.که امانت دار منی

اما افسوس.افسوس که تو در زمین نیستی

تو بر روی زمین نیستی

زمین از آن ما نیست

بر روی این خاک. هر دو غریبیم

هر دو بی کسیم

هر دو اسیریم

 

 

نوشته شده توسط امین در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 13:40 موضوع: | لینک ثابت

به گواه تقويم، ‪ ۲۹‬خرداد ماه سالروز شهادت انديشمندي مسلمان و ايراني به نام دكتر"علي شريعتي" است كه به‌حق سهم بسزايي در روشنگري در عرصه‌ايران قبل از انقلاب بر عهده داشت.
در توصيف جايگاه و ارزش علمي شريعتي همان بس كه تاكنون كمتركسي رامي‌توان يافت كه مانند او در فضاي گفتماني و روشنگري قبل از انقلاب در دو حوزه دين و سياست صراحت بيان و تاثير كلام داشته‌باشد.
شناخت انديشه شريعتي نيازمند تاملي ژرف در تفكرات و مطالعاتي است كه وي در طول سال‌هاي كسب كرد.
شايد به همين دليل و با توجه به‌تغييرات چشمگيري كه به خصوص پس از انقلاب در حوزه انديشه سياسي شكل گرفته به سختي بتوان ماهيت و شاكله اصلي انديشه شريعتي را شناخت و اين به دليل گسستي است كه (خواسته يا ناخواسته) ميان فضاي انقلاب با گفتمان قبل از انقلاب افتاده است.
انديشه روشنفكري ديني نزد شريعتي داراي ابعادي عميق و متاثر از تعاليم ديني و آكادميك وي است كه با شخصيت دروني وي در هم آميخته و هارموني سحرانگيزي را در فضاي سياسي و به خصوص در افكار روشنفكران ايجاد كرد.
تاثير انديشه شريعتي بر جريان روشنفكري سالهاي ‪ ۱۳۴۵‬تا ‪ ۱۳۵۷‬از چنان قوام و دوامي برخوردار است كه با گذشت بيش از ربع قرن، هنوز در حوزه‌هاي مختلف مي‌توان نشانه‌هاي محكمي از انديشه وي را يافت.


سالگردش نزدیک است عزیزان.کسانی که کشتندش را نباید.....

زودتر اینو نوشتم تا زودتر به یادش باشیم. 

برا این قسمت هم نظر خواهی نمیزارم چون برا دکتر نظر لازم نیست

 

نوشته شده توسط امین در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 20:22 موضوع: | لینک ثابت

سهراب میگوید...

دیر زمانی است روی شاخه این بید
مرغی بنشسته کو به رنگ معماست
نیست هم آهنگ او صدایی ‚ رنگی
چون من دراین دیار ‚ تنها ‚ تنهاست
گرچه درونش همیشه پر ز هیاهوست
مانده بر این پرده لیک صورت خاموش
روزی اگر بشکند سکوت پر از حرف
بام و دراین سرای میرود از هوش
راه فروبسته گرچه مرغ به آوا
قالب خاموش او صدایی گویاست
می گذرد لحظه ها به چشمش بیدار
پیکر او لیک سایه روشن رویاست
رسته ز بالا و پست بال و پر او
زندگی دور مانده : موج سرابی
سایه اش افسرده بر درازی دیوار
پرده دیوار و سایه : پرده خوابی
خیره نگاهش به طرح های خیالی
آنچه در آن چشمهاست نقش هوس نیست
دارد خاموشی اش چو با من پیوند
چشم نهانش به راه صحبت کس نیست
ره به درون می برد حکایت این مرغ
آنچه نیاید به دل ‚ خیال فریب است
دارد با شهرهای گمشده پیوند
مرغ معما دراین دیار غریب است
سهراب سپهري
با تشكر از علي عزيز كه متن رو ارسال كرده

 

 

نوشته شده توسط امین در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 15:40 موضوع: | لینک ثابت

خدا

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو میخوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدارودوست دارم نه واسه ی جهنم وبهشت

خدارو دوست دارم ولی نه واسه زیبا وزشت

خدا رو میخوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رومی خوام نه واسه روزهای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکو یا مقام

خدا رو  می خوام که فقط تو را نگه داره برام

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو را بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودنو یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقو تنها نمیذاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه

خدا رو دوست دارم که میدونه ما عاشقه همیم

 

 

نوشته شده توسط امین در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 18:12 موضوع: | لینک ثابت

   

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I

JavaScript Codes


Javascripts


JavaScript Codes

FreeCod Fall Hafez