|
Corn-poppy
|
||
|
در اين دنيا که نامردي مرام است تو هم نامرد باش که مردانگي حرام است |
||
|
درباره وبلاگ
هر چی که میخونین در هم و بر هم و درباره ی همه چیز میشه اگه متوجه هم نشدین مشکلی نداره چون بعدا خواهید شد.اگه انتقادی هم داشتین مشتاقانه میپذیرم و اگه خواستین تو نوشتن ادامه ی وب لاگ کمک کنین بازم ممنون میشم.!!!
فهرست اصلی دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
|
bepors
از پلک هایی که می لرزند از دامنی که می نوشد بپرس اشک ها بی جاذبه می افتند؟! دست بکش بر سر زمین یتیم هفتاد و دو سیب بی جاذبه می افتند خورشید دهم خونین تل زمین قربانگاه هفتاد و دو اسماعیل می رویند
نوشته شده توسط امین در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 10:31 موضوع: | لینک ثابت marg
( شاید کسی را که با او خندیده ای را فراموش کنی , اما هرگز کسی را که با او گریسته ای از یادت نخواهی برد.)) ومن از هنگام تولد کائنات تاکنون سر بر شانه های تو گریسته ام. پس چگونه می توانم لحظه ای تو را فراموش کنم ؟ چگونه می توانم با ابرهای بهاری در سرودن تو همراه نشوم؟ اگر به من بگویند فردا دنیا به پایان می رسد , کوهها در هم می شکند , رودها بخار میشوند و در جنگل پرنده ها پر نمی زنند و آهویی نمی دود و سنجاقکها برای همیشه بالهایشان را می بندند. اگر به من بگویند فقط یک بار دیگر می توانم از پشت شیشه های مه آلود یکدیگر را ببینیم و برای هم دست تکان بدهیم. اگر به من بگویند فرصتی نیست و فقط یک جمله می توانیم به یکدیگر بگوییم و پس از آن به ابدیت می رسیم , روبرویت می ایستم و می گویم: در قیامت نام تو را بر لب خواهم داشت..
نوشته شده توسط امین در جمعه بیستم آذر 1388 ساعت 0:34 موضوع: | لینک ثابت sakhte kheily sakht
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست ابی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم
نوشته شده توسط امین در جمعه بیستم آذر 1388 ساعت 0:26 موضوع: | لینک ثابت غم... فريدون
آه اي دل غمگين كه به اين روز فكندت
فرياد كه از ياد برفت آن همه پندت اي مرغك سر گشته كدامين هوس آموز بي بال و پرت ديد و چنين بست به بندت اي آهوي تنهاي گريزان پريشان خون ميچكد از حلقه ي پيچان كمندت اي جام به هم ريخته صد بار نگفتم با سنگدلان يار مشو ميشكنندت آه اي دل آزرده در اين هستي كوتاه آتش به سرم ميرود از آه بلندت جان در صدف شعر گهر كردي و گفتي صاحب نظرانند ، پشيزي بخرندت ارزان ترت از هيچ گرفتند و گذشتند امروز ندانم كه فروشند به چندت جان دادي و درسي ز جهان ياد گرفتي ارزان تر از اين درس محبت ندهندت فريدون مشيري
نوشته شده توسط امین در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 0:32 موضوع: | لینک ثابت انتظار
هرگز انتظار ندارم مرا آنقدر که دوستت دارم دوست داشته باشی.. نه انتظار ندارم این توقعی غیر منصفانه است. من باید عاشق تو باشم. در حد ممکن عشق و آرزومند آن که مرا بخواهی
نوشته شده توسط امین در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 0:5 موضوع: | لینک ثابت خنده ی تلخ
قشنگترین رویاهامو من با تو نقاشی می کنم
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:57 موضوع: | لینک ثابت انتظار
چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:55 موضوع: | لینک ثابت قسم... اما آیا من عاشقم ؟! عاشق کی ؟! داستان گفتي تو دلم اول و آخر خودتي
خودت را از کسي پس نگير
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:48 موضوع: | لینک ثابت دلشکسته...
از تو آیینه ساخته بودم به چه سادگی شکستی
توی کارت مونده بودم اما ثابت کردی پستی هم بها نمیدم تو فقط یه نقطه بودی من تو رو صدا نمیدم
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:47 موضوع: | لینک ثابت تسلیت...
تو عزیزتر از آنی که همراه من شوی................بدرود
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:44 موضوع: | لینک ثابت لعنت... مهربانی که نیست... حیف... تسلیت... تنهایی
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 14:16 موضوع: | لینک ثابت تبریک
من بازم تبریک میگم: گلم تولدت مبارک
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 14:14 موضوع: | لینک ثابت حسرت اخمقانه
اولین سالی که تولد عشق احمقان بدون تبریک گذشت امسال بود...
نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 14:11 موضوع: | لینک ثابت زیباست از مریم.......
همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟
نوشته شده توسط امین در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 19:3 موضوع: | لینک ثابت اخه.......گریه کن گریه قشنگه.... واقعیت به خدا حکم مرد عاشق يک کلمست:سوختن!
نوشته شده توسط امین در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 16:36 موضوع: | لینک ثابت زیباست... Alexander Rybak
Years ago when I was younger
نوشته شده توسط امین در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 16:33 موضوع: | لینک ثابت سخنی زیبا از دکتر...
روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هرچه دورتر بیفتم ، تا هرچه دیرتر بیفتم ، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین . ((دکتر علی شریعتی))
نوشته شده توسط امین در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:38 موضوع: | لینک ثابت کاش درست بود... اگه هنوز... اگه هنوز بیادِ تو چشمامو رو هم میذارم
اگه تو حسرتت هنوز هزار و یک غصه دارم
اگه شبا به عشقِ تو پلک روی ِ پلک نمیذارم
میخوام تو اینو تو بدونی من راهِ برگشت ندارم
امروز میخوام بهت بگم، کسی نمیرسه به پات
امروز میخوام بهت بگم، هیشکی نیومده به جات
نمیتونم نشون بدم، دلم چه گوشه گیر شده
بیا و اشکامو ببین ، اگر چه خیلی دیر شده
باور اینکه بتونم؛ بی تو باشم سخته برام
امروز میخوام بهت بگم، کسی نمیرسه به پات
امروز میخوام بهت بگم، هیشکی نیومده به جات
کاشکی تو چشمام بخونی، پشیمونم از هر چی بود
تمومه تقصیرو بذار به پای این دلِ حسود
نوشته شده توسط امین در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:33 موضوع: | لینک ثابت غربت...
یا در گمشدن لحظه های اشنا جستجو کرد هر وقت عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد تو غریبی ......
نوشته شده توسط امین در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:31 موضوع: | لینک ثابت دوستت دارم گل ام.... |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
||
FreeCod Fall Hafez