تبليغاتX
Corn-poppy
 

 

Corn-poppy

 

در اين دنيا که نامردي مرام است تو هم نامرد باش که مردانگي حرام است

 

درباره وبلاگ

هر چی که میخونین در هم و بر هم و درباره ی همه چیز میشه اگه متوجه هم نشدین مشکلی نداره چون بعدا خواهید شد.اگه انتقادی هم داشتین مشتاقانه میپذیرم و اگه خواستین تو نوشتن ادامه ی وب لاگ کمک کنین بازم ممنون میشم.!!!
قربان شما امين

دوستان

نوشته های پیشین

هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385

طراح قالب

  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

بخش اهنگ در حال آماده سازي براي عزيزان بازديد كننده مي باشد

 

bepors

از پلک هایی که می لرزند

از دامنی که می نوشد

بپرس

اشک ها بی جاذبه می افتند؟!

دست بکش

 بر سر زمین یتیم

هفتاد و دو سیب

بی جاذبه می افتند

خورشید دهم خونین

تل زمین قربانگاه

هفتاد و دو اسماعیل

می رویند

 

 

نوشته شده توسط امین در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 10:31 موضوع: | لینک ثابت

marg

مرگ

( شاید کسی را که با او خندیده ای را فراموش کنی , اما هرگز کسی را که با او گریسته ای از یادت نخواهی برد.))

ومن از هنگام تولد کائنات تاکنون سر بر شانه های تو گریسته ام. پس چگونه می توانم لحظه ای تو را فراموش کنم ؟ چگونه می توانم با ابرهای بهاری در سرودن تو همراه نشوم؟

اگر به من بگویند فردا دنیا به پایان می رسد , کوهها در هم می شکند , رودها بخار میشوند و در جنگل پرنده ها پر نمی زنند و آهویی نمی دود و سنجاقکها برای همیشه بالهایشان را می بندند.

اگر به من بگویند فقط یک بار دیگر می توانم از پشت شیشه های مه آلود یکدیگر را ببینیم و برای هم دست تکان بدهیم. اگر به من بگویند فرصتی نیست و فقط یک جمله می توانیم به یکدیگر بگوییم و پس از آن به ابدیت می رسیم , روبرویت می ایستم و می گویم:

                                                   در قیامت نام تو را بر لب خواهم داشت..

 

 

نوشته شده توسط امین در جمعه بیستم آذر 1388 ساعت 0:34 موضوع: | لینک ثابت

sakhte kheily sakht

اگر  سهم من از این همه ستاره

فقط سوسوی غریبی است

غمی نیست.

همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست

ابی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

 

نوشته شده توسط امین در جمعه بیستم آذر 1388 ساعت 0:26 موضوع: | لینک ثابت

غم...

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت 0:7 موضوع: | لینک ثابت

فريدون

آه اي دل غمگين كه به اين روز فكندت

فرياد كه از ياد برفت آن همه پندت

اي مرغك سر گشته كدامين هوس آموز

بي بال و پرت ديد و چنين بست به بندت

اي آهوي تنهاي گريزان پريشان

خون ميچكد از حلقه ي پيچان كمندت

اي جام به هم ريخته صد بار نگفتم

با سنگدلان يار مشو ميشكنندت

آه اي دل آزرده در اين هستي كوتاه

آتش به سرم ميرود از آه بلندت

جان در صدف شعر گهر كردي و گفتي

صاحب نظرانند ، پشيزي بخرندت

ارزان ترت از هيچ گرفتند و گذشتند

امروز ندانم كه فروشند به چندت

جان دادي و درسي ز جهان ياد گرفتي

ارزان تر از اين درس محبت ندهندت

                                                    فريدون مشيري

 

 

نوشته شده توسط امین در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 0:32 موضوع: | لینک ثابت

انتظار

هرگز انتظار ندارم مرا آنقدر که دوستت دارم دوست داشته باشی..

نه انتظار ندارم

این توقعی غیر منصفانه است.

من باید عاشق تو باشم.

در حد ممکن عشق

و آرزومند آن

که مرا بخواهی

هر قدر که بخواهی....

 

 

نوشته شده توسط امین در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 0:5 موضوع: | لینک ثابت

خنده ی تلخ

قشنگترین رویاهامو من با تو نقاشی می کنم

خاطرات خوبم رو تکرار می کنم

دوری اما

اما من تورو تو وجودم


تو قلبم حس می کنم

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:57 موضوع: | لینک ثابت

انتظار

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن
چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن
چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن
عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم
عزیزم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم
یک روز دیگر هم بدون تو گذشت

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:55 موضوع: | لینک ثابت

قسم...

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:54 موضوع: | لینک ثابت

اما آیا من عاشقم ؟! عاشق کی ؟!

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:51 موضوع: | لینک ثابت

داستان

گفتي تو دلم اول و آخر خودتي


از هرچه که دارم بهترينش خودتي


خنديدم و زير لب مکرر گفتم


شاهزاده ي قصه هاي من خودتي

 

خودت را از کسي پس نگير


شايد اين تنها چيزيست که او دارد

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:48 موضوع: | لینک ثابت

دلشکسته...

از تو آیینه ساخته بودم به چه سادگی شکستی

توی کارت مونده بودم اما ثابت کردی پستی
من به غصه وا نمیدم به تو

 هم بها نمیدم تو فقط یه نقطه بودی من تو رو صدا نمیدم

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:47 موضوع: | لینک ثابت

تسلیت...

تو عزیزتر از آنی که همراه من شوی................بدرود

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 21:44 موضوع: | لینک ثابت

لعنت...

 

 

نوشته شده توسط امین در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 17:18 موضوع: | لینک ثابت

مهربانی که نیست...

 

 

نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 18:48 موضوع: | لینک ثابت

حیف...

 

 

نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 18:42 موضوع: | لینک ثابت

تسلیت...

u5w1ts95pb5x33dsq9ya.jpg

 

 

نوشته شده توسط امین در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 ساعت 16:22 موضوع: | لینک ثابت

تنهایی

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق به هر بی سرو پایی نکنیم

رسم ما شیوه ی رندان بلاکش باشد
عشق از بی خبران نیز گدایی نکنیم

یادمان باشد اگر هست خدایی خالق
ز در میکده اش هیچ جدایی نکنیم

دل ما گشته اسیر رخ آن سیمین بر
جان خود را نه جز این عشق فدایی نکنیم


مهربانی صفت بارز عشاق خداست
یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم

 

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 14:16 موضوع: | لینک ثابت

تبریک

                                          من بازم تبریک میگم:

                       گلم تولدت مبارک

 

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 14:14 موضوع: | لینک ثابت

حسرت اخمقانه

             

        اولین سالی که تولد عشق احمقان بدون تبریک گذشت

                               امسال بود...

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 14:11 موضوع: | لینک ثابت

زیباست از مریم.......

همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟
ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟
روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟
چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟
نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف
عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد
من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه
چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟ 
دل تو ازبس سفيد و لطيفه مثل برف
از خجالت تو برفي تو زمستون نمياد
تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي
درا رو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمياد
صدايه بارون قشنگه به شيشه که ميخوره
اما با غم نجيب روي ناودون نمياد
دو سه بار واسط نوشتم مثه آيينه ميموني
تو يه بار جواب ندادي چرا شمعدون نمياد
عمريه اسيرتم اسير اون چشماي ناز
يه ملاقاتي واسم يه بار تو زندون نمياد
نميگه کسي واسه مرمتش فکري کنيم
هيچکسي سراغ اين کلبه ويرون نمياد
زندگي بازيه شطرنج و من منتظرم
طرف مقابلم ولي به ميدون نمياد
گاهي وقتها اينقدر آب و هوام ابري ميشه
که قد اشکاي من از رود کارون نمياد
گاهي وقتا با خودم ميگم شاي ميخواد ذوق بکنم
اما معلومه نخواد بياد که پنهون نمياد
اونکه براي ديدنش ستاره ميچيني اهل نازه
پس با يه خواهش آسون نمياد
تو نامه آخري کلي دليل اورده بود
مثلا چون تشنه اند ياسايه تو گلدون نمياد

 

 

نوشته شده توسط امین در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 19:3 موضوع: | لینک ثابت

اخه.......گریه کن گریه قشنگه....

 

 

نوشته شده توسط امین در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 16:38 موضوع: | لینک ثابت

واقعیت به خدا

حکم مرد عاشق يک کلمست:سوختن!

 

 

نوشته شده توسط امین در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 16:36 موضوع: | لینک ثابت

زیباست...

 

 

نوشته شده توسط امین در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 16:35 موضوع: | لینک ثابت

Alexander Rybak

Years ago when I was younger
I kindaliked a girl I knew.
She was mine, and we were sweethearts,
That was then, but then it’s true

I’m in love with a fairytale
Even though it hurts.
Cause I don’t care if I lose my mind;
I’m already cursed

Every day we started fighting,
Every night we fell in love.
No one else could make me sadder,
But no one else could lift me high above

I don’t know what I was doing
But suddenly we fell apart.
Nowadays I cannot find her.
But when I do we’ll get a brand new start

I’m in love with a fairytale
Even though it hurts.
Cause I don’t care if I lose my mind;
I’m already cursed

She’s a fairytale
Yeah
Even though it hurts.
Cause I don’t care if I lose my mind;
I’m already cursed

 

 

 

نوشته شده توسط امین در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 16:33 موضوع: | لینک ثابت

سخنی زیبا از دکتر...

روزی از روزها ،

شبی از شب ها ،

خواهم افتاد و خواهم مرد ،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

تا هرچه دورتر بیفتم ،

تا هرچه دیرتر بیفتم ،

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم ،

همین .

((دکتر علی شریعتی))

 

 

نوشته شده توسط امین در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:38 موضوع: | لینک ثابت

کاش درست بود...

 

 

نوشته شده توسط امین در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:37 موضوع: | لینک ثابت

اگه هنوز...

اگه هنوز بیادِ تو چشمامو رو هم میذارم

 

اگه تو حسرتت هنوز هزار و یک غصه دارم

 

اگه شبا به عشقِ تو پلک روی ِ پلک نمیذارم

 

میخوام تو اینو تو بدونی من راهِ برگشت ندارم

 

امروز میخوام بهت بگم، کسی نمیرسه به پات

 

امروز میخوام بهت بگم، هیشکی نیومده به جات

 

نمیتونم نشون بدم، دلم چه گوشه گیر شده

 

بیا و اشکامو ببین ، اگر چه خیلی دیر شده

 

باور اینکه بتونم؛ بی تو باشم سخته برام


 
نمیشه که دل بکنم؛ عشقو بزارم زیر پام

 

امروز میخوام بهت بگم، کسی نمیرسه به پات

 

امروز میخوام بهت بگم، هیشکی نیومده به جات

 

کاشکی تو چشمام بخونی، پشیمونم از هر چی بود

 

تمومه تقصیرو بذار به پای این دلِ حسود

 

 

نوشته شده توسط امین در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:33 موضوع: | لینک ثابت

غربت...

غربت را نباید در شهری غریب

 

 یا در گمشدن لحظه های اشنا جستجو کرد

 

 

هر وقت عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد

 

تو غریبی ......

 

 

نوشته شده توسط امین در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 16:31 موضوع: | لینک ثابت

دوستت دارم گل ام....

 

 

نوشته شده توسط امین در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت 18:42 موضوع: | لینک ثابت

   

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I

JavaScript Codes


Javascripts


JavaScript Codes

FreeCod Fall Hafez

جدیدترین کد آهنگ